مروری بر فیلم های 32 جشنواره بین المللی فیلم فجر_بخش اول

0

j32

این مطلب روزنوشت‌های من از سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر است که به بررسی مختصری از فیلم هایی که دیده ام می‌پردازد.

d36324_9e3f4da2-de96-4896-9f31-e1aad8c640de

– “لامپ١٠٠سعید اقاخانی فیلمی درباره اعتیاد که بنظرم اسم بسیار هوشمندانه‌ای داشت. اسمی که بیشتر از خود فیلم من رو جذب کرد.

3_poster

– “زندگی خصوصی آقای محمودی و بانوروح الله حجازی که بنظر تاثیر گرفته از سینمای اصغر فرهادی ست و نقطه اوجش رو می شد در نحوه پایان بندی فیلم بخوبی حس کرد که به لحاظ فرم و محتوا بی شباهت به چهارشنبه سوری نبود. اما جدای این بحث “زندگی خصوصی…” بطور مستقل فیلم قابل احترامی ست سرشار از جزئیات روایی که در اجرا روح الله حجازی بخوبی از پس پرداخت اون برآمده. بازی‌ها عالی بود و البته از قاب‌های زیبای هومن بهمنش هم نمیتوان گذشت.

download

– “ملبورن” فیلم اول نیما جاویدی که بازهم بی‌تاثیر از سینمای اصغر فرهادی نیست. ملبورن یک ایده اولیه فوق‌العاده و بکر دارد که متاسفانه فدای پلاتی بی منطق می شود که بدنبال خود تعلیقی کند و کش دار را پدید می آورد.
به تمامی این موارد بازی تصنعی پیمان معادی، نگار جواهریان و حتی مانی حقیقی را هم اضافه کنید. اینجاست که تفاوت و تسلط و شیوه خاص اصغر فرهادی به عنوان کارگردان در بازی گرفتن از همین بازیگران کاملا قابل درک می‌شود.

download

– “پنجاه قدم اخر” ساخته کیومرث پوراحمد فیلمی در ژانر جنگ یا بهتر بگوییم دفاع مقدس است، بنظرم کشمکشی که در فیلم جاری است ظرفیت یک درام(فیلم) بلند را ندارد و اگه بخواهیم از معیارهای “ساختار سه پرده ای” کمک بگیرم باید بگم درام تا اواسط پرده دوم خوب پیش میره، مخاطب رو همراه و درگیر ماجرایی می‌کنه که بر شخصیت واقع شده، اما در ادامه ریتم فیلم دچار افت شدیدی می‌شه و مابقی فیلم صرفا کارکردی استعاری پیدا می‌کنه جهت انتقال شعارهای ایدئولوژیک کلیشه ای نخ نما شده‌ی نسل اول فیلم های دفاع مقدسی!
پ.ن: یه سکانس تقریبا مشابه سکانس تولد(رقص) محمدرضا فروتن در شب یلدا در “پنجاه قدم اخر” وجود داره که این بار بابک حمیدیان با پا و دست زخمی توی رودخانه دست به انجام حرکات موزون می زند که در نوع خود دیدنی‌ست‌!!!

Metropol1

– روزی که با اخرین ساخته مسعود کیمیایی شروع شد،متروپل. فیلم سمبل شلختگی ست.سینمای متروپلیسی(لوکیشن)که در فیلم نمایش داده میشه دقیقا استعاره ای‌ست از سینمای این روزهای کیمیایی: سینمایی شلخته ای که جای فیلم بر پرده اش بنده رخت اویزان است روی سن‌ش محل ویراژ درجای پولادش با موتور مدل فلان است و دالان هایش انباشته شده از تکه‌های خاک خرده نگاتیو‌های قدیمی. سینمایی که در آن مردهایش بیلیارد بازی می‌کنند اما دیوارهایش پر است از پوسترهای فیلم های وسترن، زن های زخم خورده‌اش یا قاچو بدست‌اند یا چادر به سر. سینمایی که درب هایش باز است که آدم بدها براحتی بتوانند واردش شوند و تا راحت‌تر از ان توسط مردهای سینما با انواع سلاح های سرد به مجازات اعمالشان برسند تا لاله زار و سینمایش و آدم‌های سینمایی‌اش همچنان دلیلی برای بودن و بیان کلمات قصارشان داشته باشند!

Che_film_poster_iranian

– اما در عوض “چحاتمی‌کیا حال آدم را خوب می‌کند. البته اگر زیاد در قید جواب به این سوال نباشید که چمران اگر در فیلم نبود چه اتفاقی می افتاد؟! بیشتر به آن دو روزی که بر مردمان پاوه می‌گذرد، تمرکز کنید تا دلیل وجودی چمران(مسئله ای که لااقل من رو در بخورد اول خیلی اذیت کرد)!
بهرحال فیلم بیشتر از اینکه شخصیت محور باشه تبدیل به یک فیلم موقعیت محور شده.
اگر از این بحث بگذریم فیلم حاتمی کیا سرشار است از سینما. کارگردانی، تصویربردای و صداگذاری فیلم عالی‌ست. حاتمی کیا نشان داده ابزار سینما را بخوبی می‌شناسد چیزی که باعث خلق فضاسازی‌های خیره کننده‌ای شده که بعید می‌دانم براحتی از ذهن مخاطبین “چ” محو بشه. سکانس برخورد هلکوپتر به کوه خیره کننده ست. شاید بنظر کمی طولانی بیاید اما انقدر خوب از آب در آمده که آدم دوست دارد بیشتر ببینتش، مخصوصا در سینمای ایران که چنین سکانس‌هایی با این کیفیت خیلی کم یافت می‌شود که همه چیزش سرجاش باشد تا عمیق‌ترین تاثیر رو بر مخاطبش بگذارد.
بنظرم “چ” لایق دریافت بی‌چون و چرای سیمرغ بهترین کارگردانی امسال هست، هر چند قطعا این تنها جایزه ای نیست که خواهد گرفت.
توصیه می‌کنم “چ” رو حتما در سینما ببینید، قاب تلویزیون قدرت انتقال فضای پرتنشی که بر فیلم حکم فرماست رو نخواهد داشت.

دانلود
مشخصات
راهنمای نصب
سیستم مورد نیاز
برچسب ها

دانلود

مشخصات

راهنمای نصب

سیستم مورد نیاز

نظرات شما تایم کد را می سازد: