روز هفتم سی و سومین جشنواره فیلم فجر

0

روز هفتم سی و سومین جشنواره فیلم فجر

آزادی مشروط – شیفت شب

azadi
“آزادی مشروط” اولین تجربه حسین مهکام در مقام کارگردان متاسفانه فیلمنامه گیرایی ندارد. پسربچه‌ای بخاطر آسیب رساندن به دوست خود در بازپروری بسر می‌برد. او به قید ضمانت و با آزادی مشروط نزد خانواده اش باز می گردد. اما همان شب اول از خانه فرار می‌کند و درست در همان شب قتلی نیز اتفاق می‌افتد.
ازادی مشروط ایده خوبی دارد اما فاقد پرداخت خلاقانه در جزئیات است. روابط بین شخصیت‌ها خام است و خلع بین‌شان مانع درک لزوم حضور کاراکترها می‌شود. برای مثال معلوم نیست نبود شخصیت دانشجو با بازی ناامید کننده محمد کارت، چه اسیبی می‌توانست به فیلم بزند! حتی کاراکتر دایی که رامبد جوان نقش ان را ایفا می‌کند که در واقع روانشناس هم هست خود احتیاج به روان درمانی دارد. حضور او در قصه صرفا فیزیکی‌ست و باری از ماجرا را به دوش نمی‌کشد. مادر با اینکه تحصیل کرده و مترجم نشان داده می‌شود، اما در حد یک مادر همیشه نگران و منفعل باقی می‌ماند.
در مجموع مشکل بزرگ فیلم این است که چالش برانگیز نیست، در حالیکه سراغ موضوعی می‌رود که می‌توانست به مدد آن سوال‌های گوناگونی را در ذهن مخاطب خود ایجاد کند.
فیلم در اواسط خود تعلیقی ایجاد می‌کند که براحتی قابل حدس است. بازی‌ها ضعیف است. اللخصوص بازی رامبد جوان که دافعه ایجاد می‌کند. مهکام در تغییر زاویه دوربین بیش از حد دست به عصا رفتار کرده. اگر دیالوگ‌های گل درشت اقای کاراگاه را ندید بگیریم فیلم یک پایان بندی فکر شده و موجز دارد.
shift
شیفت شبنیکی کریمی رنگ و بوی پنهانی از تهمینه میلانی دارد. زنی که مدتی‌ست متوجه سردی رفتار از جانب همسر خود شده، طبق تحقیقی که انجام می‌دهد درمی‌یابد همسرش را به علت بدهی پانصد میلیونی از محل کارش اخراج کرده اند. زن که متوجه می‌شود همسرش قصد بیان مشکلش را با او ندارد تصمیم می‌گیرد در خفا این پول را تهیه کند.
فکر کنم با همین چند خط متوجه نقش پررنگ زن در قصه شده باشید. البته بخوانید خیلی خیلی پررنگ. چرا که زن قهرمان قصه ما با اینکه خانه دار هم هستند، به طرفه العینی پانصد میلیون را جور می کند و شوهر را از شر موش‌های شهر تهران خلاص می کند! حتمن می‌پرسید چرا موش؟! این قسمت فیلم از دنیای فیلم‌های کیمیایی به عاریه گرفته شده. مخصوصا در شکل اجرا. شوهر نادم و بیکار برای تهیه این پول با یک تفنگ ساچمه‌ای به جان موش‌های شهر می‌افتد تا با کشتن انها مبلغی را از شهرداری دریافت کند. حالا ایشون یا بهتر بگم خانم نیکی کریمی موشی چند حساب کردند که انگیزه شده تا این اقای خطا کار به سراغ این شغل برود نمی دانم!
 هرچه مرد بر اثر فشارهای وارده به سمت جنون می رود زن داستان با تسلط بیشتری به جلو گام بر می‌دارد. لزوم اینکه همدلی و نقش موثر زن در خانواده، باید به این شکل اغراق امیز به تصویر کشیده شود را واقعا متوجه نمی شوم.
راستی یک نکته جالب فیلم امیر اقایی بود که دقیقا با همان گریم و شکل و شمایلی که در “کوچه بی نام” حضور داشت، در این فیلم ظاهر شده. انگار فاصله لوکیشن دو فیلم از یک کوچه بیشتر تجاوز نمی‌کرده.

دانلود
مشخصات
راهنمای نصب
سیستم مورد نیاز
برچسب ها

دانلود

مشخصات

راهنمای نصب

سیستم مورد نیاز

نظرات شما تایم کد را می سازد: